وقتی کار مهم به نابلد سپرده میشود؛ تاوان یک انتخاب غلط
🔹مردکی را چشم درد خاست، پیش بیطار رفت که دوا کن. بیطار از آنچه در چشم چارپای می کند در دیده او کشید و کور شد. حکومت به داور بردند گفت بر او هیچ تاوان نیست. اگر این خر نبودی، پیش بیطار نرفتی. مقصود از این سخن آن است تا بدانی که هر آن که ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آن که ندامت برد به نزدیک خردمندان به خفت رای منسوب گردد.
🔹تفسیر: این حکایت هشدار میدهد که سپردن کارهای مهم به افراد ناآزموده، حتی اگر به پشیمانی و خسارت بینجامد، مسئولیت آن با خودِ انتخابکننده است.
