به گزارش صنعتنامه، بازار فولاد در هفته منتهی به روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ماه وارد مرحلهای شد که در آن کاهش قیمت برخی محصولات نهایی همچون میلگرد، الزاما با افت هزینه مواد اولیه همراه نبود. در معاملات روز یکشنبه ۲۲ شهریور ماه، حدود ۱۰۳ هزار و ۵۰۰ تن آهن اسفنجی در بورس کالا عرضه شد و کل این حجم به فروش رسید. میانگین موزون قیمت نیز حدود ۴۱ هزار و ۵۷۶ تومان در هر کیلوگرم بود؛ نرخی که تغییر محسوسی نسبت به هفته قبل نداشت.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که آهن اسفنجی، یکی از مهمترین نهادههای تولید فولاد در واحدهای احیای مستقیم و کورههای قوس الکتریکی است. بنابراین وقتی قیمت این محصول در سطح بالایی تثبیت میشود، هزینه تولید فولاد خام نیز بهسادگی امکان کاهش پیدا نمیکند.
در طرف دیگر زنجیره اما وضعیت شمش متفاوت بود. در معاملات روز دوشنبه ۲۳ شهریور ماه، از حدود ۵۹ هزار و ۴۷۵ تن شمش عرضهشده، نزدیک به ۵۷ هزار و ۱۰۰ تن معامله شد؛ یعنی حدود ۹۶ درصد عرضه جذب بازار شد. با این حال، میانگین موزون قیمت شمش به ۷۰ هزار و ۷۷۸ تومان رسید که نسبت به ۷۲ هزار و ۷۵۲ تومان هفته قبل، حدود ۲.۷ درصد کاهش داشت.
همین نقطه، محل شکلگیری فشار اصلی بر نوردکاران است؛ چراکه نوردکار باید شمش را بهعنوان ماده اولیه خریداری کند و پس از تبدیل آن به میلگرد، تیرآهن یا سایر مقاطع، محصول را در بازاری عرضه کند که کشش افزایش قیمت آن محدود شده است.
میلگرد هم عقب نشست
رفتار بازار میلگرد این فشار را آشکارتر میکند. در معاملات روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ماه، حدود ۴۳ هزار و ۷۵۰ تن میلگرد سایز ۱۲ تا ۲۰ عرضه شد که نزدیک به ۴۳ هزار و ۲۴۶ تن آن معادل ۹۹ درصد معامله شد.
با وجود این حجم بالای فروش، میانگین موزون قیمت میلگرد به ۸۴ هزار و ۲۹۳ تومان رسید؛ در حالی که این نرخ در هفته قبل حدود ۸۵ هزار و ۷۸۲ تومان بود. به این ترتیب، قیمت میلگرد حدود ۱.۷ درصد کاهش یافت.
ترکیب این سه داده مهم است: آهن اسفنجی تقریبا ثابت، شمش حدود ۲.۷ درصد ارزانتر و میلگرد حدود ۱.۷ درصد پایینتر.
بنابراین نمیتوان صرفا با نگاه به حجم معاملات، وضعیت حاشیه سود حلقههای مختلف زنجیره را ارزیابی کرد. فروش ۹۹ درصدی میلگرد نشانه حضور خریدار است اما زمانی که قیمت محصول نهایی کاهش پیدا میکند، این تقاضا الزاما به معنای افزایش سود تولیدکننده نیست.
مسئله فقط قیمت شمش نیست
حاشیه سود نوردکاران صرفا از اختلاف قیمت شمش و میلگرد به دست نمیآید. هزینه تبدیل شمش به محصول نهایی، انرژی، نیروی انسانی، حملونقل، تعمیرات، استهلاک تجهیزات، هزینه مالی و سرمایه در گردش نیز باید از این فاصله قیمتی پوشش داده شود.
به همین دلیل، هرچه فاصله میان قیمت خرید شمش و قیمت فروش مقاطع کاهش پیدا کند، فضای بیشتری از حاشیه سود عملیاتی نوردکار از بین میرود.
این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که تقاضای بازار اجازه انتقال کامل افزایش هزینهها به مصرفکننده را ندهد. نوردکار ممکن است شمش را در قیمت بالا خریداری کند اما در صورت مقاومت بازار مقاطع، امکان افزایش متناسب قیمت میلگرد یا تیرآهن را نداشته باشد. در چنین شرایطی، حتی بازار پرمعامله نیز میتواند برای تولیدکننده کمسود باشد.
بورس کالا؛ آینه اختلاف حلقههای زنجیره
ساختار قیمتگذاری زنجیره فولاد در بورس کالا نیز باعث میشود فاصله میان حلقهها اهمیت ویژهای پیدا کند. در سازوکار قیمت پایه زنجیره، برای محصولات مختلف نسبتهایی نسبت به قیمت میلگرد در نظر گرفته شده است و قیمت پایه آهن اسفنجی و شمش نیز بر اساس چارچوبهای مشخص محاسبه میشود.
اما قیمت پایه با قیمت نهایی معامله یکسان نیست. رقابت خریداران میتواند نرخ کشفشده را بالاتر ببرد و در نتیجه، هزینه واقعی خرید ماده اولیه برای واحد پاییندستی افزایش پیدا کند.
نمونه این مسئله در هفتههای اخیر دیده شد. در هفتههای ابتدایی شهریور ماه، آهن اسفنجی و شمش با رشد قیمت و رقابت مواجه بودند و سپس این فشار قیمتی به بخشهایی از محصولات نهایی منتقل شد.
اکنون با ورود بازار به مرحله اصلاح، این انتقال قیمت معکوس و یکدست نیست؛ یعنی کاهش قیمت محصولات نهایی الزاما با همان سرعت در مواد اولیه رخ نمیدهد.
تقاضا هست اما قدرت قیمتپذیری کمتر شده است
یکی از نکات مهم معاملات هفته چهارم شهریور ماه این است که نباید افت قیمت شمش و میلگرد را بهتنهایی معادل رکود شدید در نظر گرفت.
فروش ۹۶ درصدی شمش، فروش ۹۹ درصدی میلگرد و فروش کامل آهن اسفنجی نشان میدهد تقاضا همچنان در بازار وجود دارد. مسئله اینجاست که خریداران نسبت به قیمت حساستر شدهاند و حاضر نیستند مانند دورههای اوج رقابت، هر نرخی را بپذیرند.
در واقع، بازار در وضعیتی قرار گرفته است که تقاضا هنوز وجود دارد اما قدرت پرداخت برای افزایش قیمت محدودتر شده است.
برای نوردکاران، این ترکیب میتواند چالشبرانگیز باشد زیرا از یک سو باید مواد اولیه خود را تامین کند و از سوی دیگر با بازاری مواجه است که افزایش قیمت محصول نهایی در آن به آسانی امکانپذیر نیست.
چشمانداز حاشیه سود در زنجیره فولاد
در کوتاهمدت، متغیر اصلی برای نوردکاران رفتار همزمان شمش و مقاطع خواهد بود. اگر کاهش قیمت شمش ادامه پیدا کند و فاصله آن با قیمت میلگرد افزایش یابد، بخشی از فشار حاشیه سود میتواند تخلیه شود اما اگر شمش در محدوده فعلی تثبیت شده و میلگرد تحت تاثیر ضعف کشش تقاضا همچنان با اصلاح قیمت مواجه باشد، فشار بر سودآوری نوردکاران ادامه خواهد داشت.
از سوی دیگر، نرخ ارز هزینه انرژی، حملونقل و قیمت مواد اولیه میتوانند مسیر بازار را تغییر دهند. افزایش هزینههای تولید در شرایطی که بازار مقاطع توان انتقال این هزینهها را نداشته باشد، مستقیماً حاشیه سود حلقه پاییندست را هدف میگیرد.
به این ترتیب، آنچه اکنون در بورس کالا دیده میشود، بیشتر از یک کاهش مقطعی قیمت است؛ زنجیره فولاد در حال آزمودن نقطهای است که در آن هزینه مواد اولیه، قدرت خرید بازار و حاشیه سود تولیدکننده باید دوباره با یکدیگر متعادل شوند.
برای نوردکاران، مسئله اصلی دیگر فقط فروش محصول نیست بلکه فروش با حاشیه سود قابلقبول به چالش اصلی تبدیل شده است.
منبع : نماد اقتصاد
