متن سربرگ خود را وارد کنید

وقتی نرخ گازوئیل افزایش می‌یابد؛ هزینه جدید روی دست معادن کشور

افزایش نرخ گازوئیل معادن غیرعمده، هزینه‌ای تازه را به بخش استخراج تحمیل کرده است؛ هزینه‌ای که از ماشین‌آلات و حمل‌ونقل آغاز می‌شود و می‌تواند در ادامه خود را در قیمت تمام‌شده مواد معدنی و محصولات زنجیره پایین‌دست نشان دهد.
وقتی نرخ گازوئیل افزایش می‌یابد؛ هزینه جدید روی دست معادن کشور

 به گزارش صنعت‌نامه، معدن یکی از صنایعی محسوب می‌شود که بخش مهمی از عملیات آن به ماشین‌آلات دیزلی وابسته است. از حفاری و استخراج گرفته تا بارگیری، جابه‌جایی ماده معدنی و حمل آن به واحدهای فرآوری، گازوئیل یکی از نهاده‌های اصلی فعالیت معدنی به حساب می‌آید. به همین دلیل، هر تغییر در قیمت یا سهمیه این سوخت، صرفا یک افزایش هزینه جاری نیست و می‌تواند مستقیما بر اقتصاد معدن اثر بگذارد.

حالا نرخ جدید گازوئیل برای معادن غیرعمده، بار دیگر این موضوع را به یکی از مسائل مهم فعالان این بخش تبدیل کرده است. براساس ابلاغیه شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی، نرخ نفت‌گاز مصرفی معادن غیرعمده از ابتدای شهریور تا پایان آبان ۱۴۰۵ و در محدوده الگوی مصرف، هشت هزار و ۷۰ تومان به ازای هر لیتر تعیین شده است. این نرخ بدون احتساب مالیات و عوارض ارزش افزوده است.

گازوئیل یک هزینه کوچک نیست

در نگاه اول ممکن است قیمت سوخت تنها یکی از اقلام هزینه‌ای معدن به نظر برسد اما مقیاس مصرف ماشین‌آلات سنگین باعث می‌شود اثر آن به‌سرعت بزرگ شود.

برای مثال، مصرف ۱۰۰ هزار لیتر گازوئیل با نرخ جدید، حدود ۸۰۷ میلیون تومان هزینه پایه ایجاد می‌کند و مصرف یک میلیون لیتر به بیش از هشت میلیارد تومان می‌رسد؛ آن هم پیش از اضافه شدن مالیات و عوارض. بنابراین در معادلات یک معدن کوچک و متوسط، تغییر هزینه سوخت می‌تواند مستقیما حاشیه سود را تحت فشار قرار دهد.

موضوع فقط به ماشین‌آلات داخل معدن محدود نمی‌شود. پس از استخراج، ماده معدنی باید به کارخانه فرآوری، واحد کنسانتره، گندله‌سازی یا سایر مصرف‌کنندگان منتقل شود. هرچه فاصله معدن تا مقصد بیشتر باشد، سهم سوخت در هزینه حمل نیز افزایش پیدا می‌کند.

در واقع، گازوئیل می‌تواند از یک معدن تا چند حلقه بعدی زنجیره ارزش حرکت کند؛ یعنی هزینه‌ای که ابتدا در بخش استخراج ایجاد می‌شود، در مراحل حمل و فرآوری نیز اثر خود را نشان دهد.

مسئله مهم‌تر از قیمت، سهمیه سوخت است

در کنار قیمت جدید، موضوع الگوی مصرف نیز اهمیت زیادی دارد. نرخ هشت هزار و ۷۰ تومان برای مصرف در محدوده الگوی تعیین‌شده اعمال می‌شود و همین موضوع باعث شده میزان سهمیه و تناسب آن با نیاز واقعی معادن به یکی از دغدغه‌های فعالان این بخش تبدیل شود.

مصرف واقعی یک معدن به عوامل مختلفی مانند نوع ماشین‌آلات، میزان استخراج، عمق معدن، مسافت حمل، شرایط جغرافیایی و وضعیت ناوگان وابسته است. بنابراین ممکن است یک الگوی مصرف ثابت برای همه معادن، الزاما با واقعیت عملیاتی آن‌ها منطبق نباشد.

این مسئله به‌ویژه برای معادنی که با ناوگان قدیمی فعالیت می‌کنند اهمیت دارد زیرا ماشین‌آلات فرسوده معمولا مصرف سوخت بیشتری دارند و در نتیجه فاصله میان نیاز واقعی و سهمیه تخصیصی می‌تواند افزایش پیدا کند.

فشار مضاعف بر معادن کوچک و متوسط

اثر افزایش هزینه سوخت برای همه معادن یکسان نیست. معادن بزرگ‌تر معمولا از مقیاس تولید و درآمد بیشتری برخوردارند و ممکن است امکان مدیریت بخشی از افزایش هزینه‌ها را داشته باشند اما برای معادن کوچک و متوسط، هر افزایش در هزینه‌های عملیاتی می‌تواند سهم قابل‌توجهی از حاشیه سود را از بین ببرد.

این مسئله زمانی مهم‌تر می‌شود که افزایش هزینه گازوئیل هم‌زمان با سایر هزینه‌های معدن ازجمله تعمیرات، قطعات، لاستیک ماشین‌آلات، نیروی انسانی، حمل‌ونقل و تامین مالی اتفاق بیفتد.

به این ترتیب، معدنکار با یک افزایش هزینه منفرد مواجه نیست بلکه با مجموعه‌ای از هزینه‌های انباشته روبه‌روست که در نهایت می‌تواند اقتصاد استخراج برخی ذخایر را تغییر دهد.

زنجیره فولاد و فلزات هم بی‌نصیب نمی‌ماند

اثر این تغییر فقط در محدوده معدن باقی نمی‌ماند. سنگ‌آهن، کرومیت، مس، سرب، روی و سایر مواد معدنی پس از استخراج باید به واحدهای فرآوری یا مصرف‌کنندگان منتقل شوند.

اگر هزینه استخراج و حمل افزایش پیدا کند، بخشی از این فشار می‌تواند به قیمت ماده اولیه منتقل شود. در صنایع بزرگی مانند فولاد نیز افزایش هزینه حمل سنگ‌آهن و سایر مواد اولیه می‌تواند بخشی از هزینه‌های زنجیره تولید را تحت تاثیر قرار دهد.

البته میزان انتقال این هزینه به قیمت نهایی به شرایط بازار، میزان عرضه و تقاضا، قراردادهای فروش و قدرت چانه‌زنی معدن و خریدار بستگی دارد. بنابراین نمی‌توان هر افزایش نرخ سوخت را مستقیماً معادل افزایش قیمت محصول نهایی دانست اما نمی‌توان اثر آن بر ساختار هزینه را نیز نادیده گرفت.

زغال‌سنگ؛ هشدار درباره یک ریسک متفاوت

در هفته‌های اخیر، مسئله سهمیه گازوئیل در معادن زغال‌سنگ نیز به شکل جدی مطرح شده است. انجمن زغال‌سنگ ایران در نامه‌ای به معاونت امور معادن و صنایع معدنی وزارت صمت، نسبت به کاهش ۴۰ درصدی سهمیه گازوئیل برخی معادن زغال‌سنگ هشدار داده و اعلام کرده است که کاهش سوخت می‌تواند عملکرد دیزل‌ژنراتورها و در برخی موارد سیستم تهویه معادن را تحت تأثیر قرار دهد.

این موضوع نشان می‌دهد مسئله سوخت در معدن فقط به قیمت تمام‌شده محدود نیست. در برخی معادن، دسترسی پایدار به سوخت می‌تواند با استمرار عملیات و حتی الزامات ایمنی ارتباط پیدا کند.

به همین دلیل، سیاست‌گذاری در حوزه سوخت معادن باید میان دو موضوع تفاوت قائل شود؛ قیمت سوخت و دسترسی مطمئن به سوخت مورد نیاز تولید.

هزینه پنهانی که باید دیده شود

گازوئیل هشت هزار تومانی را نمی‌توان تنها یک عدد جدید در جدول هزینه‌های معدن دانست. این تغییر می‌تواند از مصرف ماشین‌آلات شروع شود، به حمل ماده معدنی برسد، هزینه تولید مواد اولیه را افزایش دهد و در نهایت بخشی از فشار را به صنایع پایین‌دستی منتقل کند.

در طرف دیگر، اگر سهمیه تخصیصی با نیاز واقعی یک معدن متناسب نباشد، مسئله از گرانی سوخت به ریسک کاهش فعالیت تبدیل می‌شود؛ موضوعی که برای معادنی با حاشیه سود پایین می‌تواند اهمیت بیشتری داشته باشد.

در چنین شرایطی، توجه به نوسازی ماشین‌آلات، بهینه‌سازی مسیرهای حمل، افزایش بهره‌وری مصرف سوخت و طراحی الگوی مصرف متناسب با واقعیت هر معدن، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

برای بخش معدن، مسئله اصلی فقط این نیست که گازوئیل چند تومان گران شده است؛ مسئله مهم‌تر این است که این افزایش هزینه در نهایت چه سهمی از قیمت تمام‌شده استخراج را به خود اختصاص می‌دهد و چه میزان از آن می‌تواند حاشیه سود معدنکار و رقابت‌پذیری مواد معدنی ایران را تحت فشار قرار دهد.

منبع : پایگاه خبری نماد اقتصاد

لینک کوتاه خبر:

http://hotelbabataher.com/?p=10473

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

  • پربازدیدترین ها
  • داغ ترین ها

پربحث ترین ها

تصویر روز:

پیشنهادی: