به گزارش صنعتنامه، اهمیت این تحول را باید در ساختار هزینه معادن روباز جستوجو کرد. در ماشینآلات سنگین، هزینه سوخت، تعمیرات اساسی و توقف تجهیزات سهم قابلتوجهی از هزینه جابهجایی مواد را تشکیل میدهد. بنابراین، تغییر در معماری قوای محرکه میتواند به طور مستقیم بر هزینه تمامشده استخراج و بهرهوری عملیات اثر بگذارد.
تغییر معماری قوای محرکه
D۱۱ XE به جای استفاده از سیستم انتقال قدرت مکانیکی، از یک موتور C۳۲B، ژنراتور، اینورتر و دو موتور الکتریکی برای حرکت مستقل زنجیرها استفاده میکند. این ساختار امکان حرکت پیوسته با سرعت صفر تا ۱۱.۲ کیلومتر بر ساعت را بدون تعویض دنده فراهم میکند. قدرت خالص حرکت رو به جلو ۶۴۲ کیلووات و در پیکربندیهای معادل Tier ۲، قدرت حرکت معکوس ۷۱۵ کیلووات اعلام شده است. وزن عملیاتی این ماشین نیز در یک پیکربندی معمول حدود ۱۰۸ تن است.
یکی از مهمترین ادعاهای فنی کاترپیلار، کاهش حدود ۶۰ درصدی قطعات متحرک در سیستم انتقال قدرت برقی است. از نگاه سازنده، کاهش قطعات متحرک میتواند استهلاک و دفعات تعمیرات اساسی را پایین بیاورد. همچنین ژنراتور و موتورهای حرکتی برای دو عمر کامل ماشین طراحی شدهاند و فاصله تعمیرات برنامهریزیشده برخی اجزای اصلی به ۱۸ هزار ساعت افزایش یافته است.
صرفهجویی سوخت، مهمترین مزیت اقتصادی
کاترپیلار اعلام کرده D۱۱ XE در مقایسه با نسل جدید D۱۱ مکانیکی، تا ۲۵ درصد سوخت کمتری به ازای هر تن ماده جابهجاشده مصرف میکند. مصرف سوخت ساعتی نیز تا ۲۰ درصد کمتر و انتشار گازهای گلخانهای بین ۲۰ تا ۲۵ درصد پایینتر عنوان شده است. همزمان، نرخ جابهجایی مواد در هر ساعت میتواند ۵ تا ۱۰ درصد افزایش یابد.
این اعداد در معادلات اقتصادی معادن بزرگ اهمیت زیادی دارند، زیرا در عملیات با ساعات کار بالا، حتی کاهش نسبی مصرف سوخت میتواند در مقیاس سالانه به صرفهجویی قابلتوجهی منجر شود. از سوی دیگر، افزایش فاصله تعمیرات از ۱۵ هزار به ۱۸ هزار ساعت و حذف یک تعمیر اساسی کامل در طول عمر ماشین، میتواند هزینههای نگهداری و زمان توقف را نیز کاهش دهد.
آیا برقیسازی بدون ریسک است؟
با وجود این مزایا، ورود قوای محرکه برقی به ماشینآلات سنگین معدنی به معنای حذف ریسک نیست. گردوغبار، گرمای شدید، رطوبت، ارتعاش و بارگذاریهای متناوب از مهمترین چالشهایی هستند که میتوانند بر عملکرد قطعات الکتریکی و الکترونیکی اثر بگذارند. همچنین تعمیر اینورترها، موتورهای الکتریکی و تجهیزات الکترونیکی در معادن دورافتاده به نیروی متخصص و زنجیره تأمین قطعات وابسته است.
از همین رو، ادعاهای مربوط به عمر دوبرابری برخی اجزا و کاهش هزینه مالکیت باید در شرایط واقعی معدن و در دورههای طولانیتر مورد ارزیابی قرار گیرد. خود منبع نیز تأکید میکند که ارقام عملکرد و هزینه ارائهشده، ادعاهای کاترپیلار هستند و نیاز به اعتبارسنجی عملیاتی دارند.
در نهایت، ورود D۱۱ XE را نمیتوان تنها عرضه یک مدل جدید بولدوزر دانست. حرکت کاترپیلار از نمونههای آزمایشی به تولید تجاری نشان میدهد برقیسازی در حال ورود به بخش ماشینآلات بزرگ معادن روباز است. اگر صرفهجوییهای اعلامشده در مصرف سوخت، تعمیرات و توقف تجهیزات در مقیاس صنعتی تأیید شود، معیارهای خرید و مدیریت ناوگان ماشینآلات معدنی نیز به تدریج تغییر خواهد کرد؛ تغییری که میتواند هزینه انرژی و نگهداری را از مهمترین نقاط فشار معادن به یکی از حوزههای اصلی رقابتپذیری تبدیل کند.
